همه را اهدا کردم جز این دل لامصب ِتنها
نمی ماند جگر، این قلب را پیوند گیرد کسی
《《《کم》》》
همه را اهدا کردم جز این دل لامصب ِتنها
نمی ماند جگر، این قلب را پیوند گیرد کسی
《《《کم》》》
ساعت از نيمه گذشت و دلم آرام نشد
و خدا رحم كند اين همه دلتنگي را...
دیروز خودم و روانکاوی کردم....
با مرور خاطراتی که سالها تلخی رو برام اورده:میخند�
از شنیدن کلمه ی دوست دارم از دهن یکی دیگه:فراری�
با دیدن جشن عروسی و شنیدن اهنگاش:بغض میکن�
وقتی حالم خیلی بده در جواب بقیه میگم:خوب�
نمیدونم.......شاید دیوونه ام!
فطر آمده خوردنی فراوان بخورید
پیتزا و کباب و مرغ بریان بخورید
دزدانه اگر در رمضان میخوردید....
شوال رسیده پس نمایان بخورید!
لحظه هاتون قرین شادی
عید مبارک
دلم خیلی گرفته ..
اینجا نمیتوان به کسی نزدیک شد ،
آدمها از "دور" دوست داشتنی ترند .. ..
گله دار�
از که نمیدان�
از چه نمیدان�
این روزها دردي بر من سنگیني ميكند ،
كه نميدانم دليلش كيست يا چیست ؟
بي حس شده ام ،
خسته از تمام جهان ،
دلم اطمينان ميخواهد و اندكي آرامش ،
گفتند اشک بریز خالي ميشوي ،
خالي كه نشدم هیچ ،
پر شدم از بي كسي ..
دیروز دوباره دلم شکست،،
از همان جاي قبلي ...
درد دارد شب های یلدایی ِ من
بیقراری کند روزهایم، نکند میخندی!
ز چشمهای آلوده به خواب هیچ نخوانی
دل آشفته و غمبار منم، نکند میخندی!
گذشتم ز دنیا و نخواهم دگر هیچ
فارغی کز درد بی پایانِ ما، نکند میخندی!
آرزو بر باد رفته و سرگردان دل
ساکن و سکوت و آرام فعل ما، نکند میخندی!
غمگین گذر کردم از آن شب دلشادیت آرزو�
خنده ی تو خوب است، اما بر درد ما ،نکند میخندی!
《《《کم》》》
ناز کشیدن شاید کار مسخره ای به نظر برسه اما باید یاد بگیری!!
زن ها به طرز عجیبی محتاج لحظه هایی هستن که نازشون خریدار داره..
آیا این شب است که باعث می شود
من به تو فکر کنم!
یا من هستم که برای فکر کردن به تو
انتظارِ شب را می کشم؟
برابر ِ عمر ز عکست، غزل ها بسُرایم
دلواپس نباشد خاطرت، که عادت شده باشی
《《《کم》》》
همین لبخند صورتی در عکست
بهر درمانِ دلِ من کافیست
بخند بلند آوا، جانِ من
که جان گیرد دل زخمی من
باز که ثابت مانده خنده ات
بی تفاوت میپَراند خنده ا�
محض هر آنچه مومنیَش خب
لااقل یک بار گوش گیر حرفِ من
بخند این بار بلند آوا تا، جانا
دانند همه، دیوانه نبودم درین غزلم
ساکت و بی تحرک مانده بر صورتت
نباشد خیالت،خوشم به بیت الغزل اول�
《《《کم》》》
چه فرقي ميكند ،
زمين گرد باشد ،
یا مسطح ،
وقتي تو ،
هیچ کجاي آن نيستي .. ..
خـَـَـــَـَـــَـَـَــــــَدا….
اینقدر تو خودم ریختم ،
که از سرمم
گـَذشـَـَـــَـَـَــــَت….
دارم غـَـَـــَـَـَــَرق میشم …
دسـَـَـَتت کــَـَـجاست????????
رفیقم کجایی؟؟؟؟؟
یکی ام نداریم بهش بگیم:
بغلم کن که دلم بوس و بغل میخواهد...
در دل همه را تكانده ام ،،،
الا تو .. .. =[
توکه نیستی
احساس کودکی را دار�
که موقع یارکِشی
هیچکس برای بازی انتخابش نکرده
همانقدر مظلو�
همانقدر تنها
همانقدر بیچاره
#sorna_bad_girl
مهم ترین چیزی که از زندگی یاد گرفتم اینه که لحظه به لحظه داره دیرتر میشه:(
#sorna_bad_girl
حال خصوصیَش دانی نگویم پیش غیر
حال عمومی ِ قلبم خوب نیست باتری لازم است
گرچه ندانی بود و نبودت چیست فرق
در این مصرع شُبهه بودن لازم است
پریشان حالیِ بیشتر را خواهی بدان
سفره ی افطار را سیگار و فندک لازم است
بی تفاوت میخوانی همه شعرهایِ من؟
مهربانی را درین ماه مبارک لازم است
ابراز علاقه بر زبان آمد دگر مشکل شد
عشق ده قِسم و نُه تایش را صبر لازم است
《《《کم》》》
هركسى يه اسمى تو زندگيش
هست كه تاابد هرجايى بشنوه
ناخودآگاه بر ميگرده به همون سمت
يا از روى ذوق
يااز روى نفرت
يااز روى حسرت...
:)
#sorna_bad_girl