نمیدانم از چه بنویسم ...
از مهربانی هایت یا از دنیای
ساده ی صداقتت ...
نمی دانم ...
با خوبیهایت تا رسیدن رود به دریا ...
و روییدن گل یاس باغچه چند نگاه فاصله است ...
اما ...
می دانم انقدر خوبی که کلمات از بیان مهربانیهایت باز می مانند ...
و چه زیبا امیدوارم کردی ...
در فصلی که قلبم به اندازه ی تمام فصل های زیبا گرفته بود ...
و من هم فهمیدم امید،هنوز مرا به یاد دارد ...