ا
پیام

بیدار شدن با چشای خوابالو...
سریع لباس فرم میپوشم و سرکار...
وارد میشم...یه سلام و سکوت...
همه تعجب کردن از رفتارم(اخه معمولا پرشور و شلوغم)
کارامو انجام میدم و وارد انبار میشم...تو تنهایی بغضم میترکه و همزمان که دارم دنبال یه جعبه میگردم اشک میریزم.چشمم میفته به یه بسته ی فال که قبلا یکی از بچه ها اورده بود برا سرگرمی...
بدون فکر کردن به چیزی,اسم خدا رو میارم و یکی از فال هارو باز میکنم...
یوسف گم گشته باز اید به کنعان غم مخور -کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور
خدایا عاشقتم به مولا...

ف
فریبا**حافظ** ۴ سال پیش
پیام

خدایا خودت مراقب عزیزترینم باش،
که دیوار حادثه‌ها بلند است و دستان من کوتاه،
که ابرهای بیماری بسیارند و چتر امنیت من کوچک،
که اگر تو نباشی، خیالم از بابت هیچ چیز راحت نیست.
مراقب عزیزترینم باش نه روانش زار شود، نه جسمش بیمار،
که من طاقت بغض و اندوه و بیماریِ عزیز، ندارم.
عزیزترینم را ؛ به تو می‌سپار�
خودت او را میان آغوش امن خدایی‌ات جا کن،
خودت ضامن آرامش و سلامتی‌‌اش باش،
که او با ارزش‌ترین دارایی من روی زمین‌است،
و من فقط به «تو» می‌سپارمش...

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.