{تیتراژسریال افسانه شجاعان}
شگفتا ...
صدای چکاچاک شمشیر رزمآوران،همانندپولادی است که میکوبندآهنگران،
نبردحکایت دیرینه ای است میان فرشته خویان ودیوصفتان
نبرد بر سرحق وباطل،
هستی بخش جهان عشق آفرید
و از عشق،
روشنایی آمد پدید.
آنگاه از شب تیره ،صبحدمی شگفت زاده شد.
با آوایی برخاستم،ماه را نگریستم ،
وتیری که از چشم ستاره می گذشت...
دیدم که ظلمت و نور تیغ برکشیدند تابرای پیروزی روشنایی،
پلیدی و زشتی را از آسمان جهان بزدایند
جوانمردان پاک با نیروی جسم وروح خود اهریمن راشکست خواهند داد