د
دوم شخص غایب :| ۱۱ سال پیش
پیام

*دردنوشته*
میخوام باهات حرف بزنم علی....
با تویی که تنها مرد زندگیم بودی....
تنها کسیکه دستامو با عشق گرفت،گفت تا تهش باهامه،اما.....خدا امون نداد!
میخوام با تویی حرف بزنم که تنها پرستار زندگیم بودی....
تویی که عاشق شغلت بودی...
تو که دلت رحم بود...
امسالم نیستی که واست این روز رو جشن بگیرم و بهت تبریک بگم....
بهترین و مهربون ترین پرستار زندگیم،ببین چقد دلتنگم....
از تو چه پنهون ، حالم خیییلی بده اما،از ترس دیدن پرستارایی که به چشمم شبیه تو میان، پامو نمیذارم درمانگاه...
پیش خدا خوش باش....روزت مبارک :(((
+باوجود سحر،این روزم میگذرونم.....
خداااا...کمی صبر....

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.