a
azad ۱۱ سال پیش
پیام

این بار آخرم بود ، دیگر دوباره ای نیست
دنبال من مگردید ، قلبم اجاره ای نیست
تازه رسیدم از راه ، حال سفر ندار�
باید دوباره کوچید ، انگار چار های نیست
این جاده های خاکی ، انگار قد گشیدند
ای شانه های زخمی ، راه کناره ای نیست
دستم به دامن تو ، ای کور سوی فانوس
در آسمان این شب ، حتی ستاره ای نیست
این آسمان شکسته ، ماندن ندارد اینجا
حالا زمان کوچ است ، حرفی ، اشاره ای نیست
دیگر گناه و تقصیر ، علت نمی شناسد
انسان خسته حتی ، این بار کاره ای نیست

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.