این بار آخرم بود ، دیگر دوباره ای نیست
دنبال من مگردید ، قلبم اجاره ای نیست
تازه رسیدم از راه ، حال سفر ندار�
باید دوباره کوچید ، انگار چار های نیست
این جاده های خاکی ، انگار قد گشیدند
ای شانه های زخمی ، راه کناره ای نیست
دستم به دامن تو ، ای کور سوی فانوس
در آسمان این شب ، حتی ستاره ای نیست
این آسمان شکسته ، ماندن ندارد اینجا
حالا زمان کوچ است ، حرفی ، اشاره ای نیست
دیگر گناه و تقصیر ، علت نمی شناسد
انسان خسته حتی ، این بار کاره ای نیست