د
دوم شخص غایب :| ۱۱ سال پیش
پیام

روزهای ارامم کجایید؟
قهوه . . . هه ! شیرین میخورم بر خلاف همیشه،شاید تلخیه این روز ها را ببرد . . .
قسم به قهوه..به وقت سرمای این روزهای یخ زده..قسم به روحت!..سیلی محکمی به گوشم بزن . . . یقه ام را بگیر،کتکم بزن..
با دستهایی که میپرستمشان ، و بگو ،وفریاد کن : برمیگردی . . .
فریاد کن تا از خواب بپرم! داد بزن! به اتاق خوابت میروم.. پرنده ای پشت پنجره اتاق خوابت ، هیچ نمیگوید..تنها میگوید:کوکو؟
و من شرمم میشود . . . چه بگویم؟
بگویم کجایی؟
روی تخت دراز میکشم...
لعنت به همه ی این یاد ها. . .
به هر که میگویم دلم تنگ است،میگوید:الا بذکر الله تطمعن القلوب!
اما مگر میشود؟ میشود دل ارام بگیرد ؟

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.