بي سيم چي ابا الفضلي!
هر وقت حرف شهادت مي شد،مي گفت كاش اول يك دستم قطع شود تا زجر زخم قمر بني هاشم را درك كنم. بچه ها مي گفتند:مهدي براي خدا تعيين تكليف مي كني؟!
مي خنديد و مي گفت:بالأخره به آرزويم مي رسم! دستش كه قطع شد باز هم با يك دست بي سيم چي گردان بود. شهيد مقدم ،اول اباالفضلي شد بعد هم آسماني…