نشسته بودیم داداشم داشت یه موضوعی رو تعریف میکرد در رابطه با خانم ها تهش برگشت گفت : آره خانوما وفادارترن و خوبن و از این حرفا حالا مامانم ( مامانم کلا قبل از اینکه ببینه داداشم چی میگه در کل هر چی باشه مخالفش رو میگه در راستای انجام وظایف تربیتی و اینکه فک میکنه داداشم هنوز کوچولوئه الان اگه چیزی نگه در اشتباه میمونه بچه بدبخت میشه و...) خلاصه داداشم اینو به من گفت منم همچنان در تایید حرفاش بودم با یک لبخند و در حال خوشحالی بودم که یهو مامانم نه گذاشت نه برداشت گفت : اتفاقا انقد زن های ک ص ا ف ط و پ س ت داریم. هیچی دیگه با خاک یکسان کرد همه ی زن ها رو خوب آخه مادر من دو تا مثل شما داشته باشیم ما خانم ها که دیگه آقایون خوش به حال شون میشه . بعضی وقتا فک میکنم مامانم باید مرد میشده اشتباهی زن شده
آخه مادر انقد پسردوست ؟
آخه فک و فامیله دارم من بیچاره ؟