خدايا محمدم........دلم تنگشه ها(علامت اختصاصي)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ماجراي اقوي همساده و اون دنيا
آقو ما دیروز تو یه قبرستونی بودیم دیدیم یه مراسم ختم واس یه بابایی گرفتن گفتیم ما هم شرکت کنیم ثواب داره...
کاکو همه نشسته بودیم ناراحت ، یه هو خونواده زن دوم مرحوم پیداشون شد
آقو دوتا خونواده افتادن رو سرمون نفهمیدم چیتو شد
اونقدر مشت و لگد خورد تو پوزمون , فکمون از 36 جا شیکست
آخرشم از روی ناراحتی اشتباهی مارو جای مرحومو دفن کردن
رفتیم اون دنیا موقع سوال جواب کردن هل شدی�
همو اول سر نام و نام خانوادگی گند زدیم مارو فرستادن شوفاژخونه جهن�
اوجا فقط مُو بودیم و هیتلر ..
تا مارو دید گفت همساده یه دیقه این نامه اعمال منو نگه دار بند کفشمو ببند�
دقیقا همو موقع دوتا فرشتهو اومدن واس بررسی نامه اعمال
دیگه جنگ جهانی افتاد گردن مو ، هیتلرم بهشتی شد
الآن نیم ساعته دارن به خاطر قتل عام تو فرانسه عذابم میدن
یعنی داغــــونم له لهم