د
دوم شخص غایب :| ۱۱ سال پیش
پیام

دلم لک زده واسه اونموقه ها...
دلتنگ پوشیدن پیرهن مردونه هاتم...
نگام کني..
بخندی..
زل بزنم توچشمات..
بخندم..
بگي :لیلییییییی؟؟؟
بگم:جونِ لیلی؟؟؟
بگی: میدونستی میمیرم واسه خنده هات...
بدوم دنبالت،بگم علیییی زود بگو خدانکنه...
اذیتم کنی..
صد برابر بیشتر عاشقت بشم..
+خدا؟ علي که گفت خدانکنه،پس چرا بردیش واسه خودت؟؟
اینهمه بنده داری...میذاشتی علی بمونه واسه من...
منم و یه دنیا گله و شکایت از خدا....

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.