خیــــــــــلی سختمه. منی که تا حالا یه روزم از عشقم دور نبودم و همیشه تو یه شهر و زیر یه آسمون نفس میکشیدیم حالا قراره ی ماه بره یه شهر دیگه. بره و من از دوریش و نبودنش دق کن�
بره و تا برگرده چیزی از من نمونه. ای خداااااااااا کاش زودتر این 1 ماه سر بشه.
کاش حداقل میذاشت باهاش تا ترمینال برم و رفتنشو ببینم اما میگه نیا،نیا که حالم بدتر از این میشه.