ن
نهال ۱۱ سال پیش
پیام

فقط برای تو
میدانی… هیچوقت میانه ی خوبی با مهمان ناخواده نداشتم ولی حالا تو مهمان قلبم شده ای… مهمان قلبم… مهمان؟!… نه نه تو مهمان نیستی… تو صاحب قلب منی!
قلبی که خالی از عشق بود… قلبی مثل یک کویر… اعتراف میکنم که هیچگاه سر از کار چشمانت در نیاوردم. کنار پنجره ی اتاقم ایستاده ام و به ساعت روی دیوار نگاهی می اندازم… به راستی که لحظه های به یاد تو بودن زود سپری می شود… نا خوداگاه یا شاید هم خوداگاه … دستم را روی قلبم میگذارم و می دانم که دیگر خبری از ان کویر بی اب و علف نیست.
*********************************************************
بچه ها میشه واسم دعا کنید؟ تو دو راهی بدی قرار گرفتم.

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.