ل
لـیـلـی دوم شخص ۱۱ سال پیش
پیام

برایت قهوه می ریزم...
کمی‌ شیر، دو قاشق شکر!
می گذارم جلویت روی میز,
گلدان گل را کنارتر می گذارم! تا بهتر ببینمت . . .
قیافه جدی به خودم می گیرم, و با لهجه‌ ای که حالا برای خودم هم بیگانه است,
می گویم:
قهوه ات سرد می‌‌شود!
هر کجا که هستی، زودتر به خانه بیا. . .
و همانطور می نشینم‌ تا تو یک روز بیایی. . .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*من و اون* داداش سعید خواهش میکنم.. :)
*tanha18* من اصفهانیم دخدر :)
*میم مـثـِ* خوبی مجتبی؟ یا بهتر بگم خوبی مهندس؟

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.