اعتراف میکنم چیزهای مهمی رو فراموش کردیم:
« يا ايها الانسان ما غرك بربك الكريم »(انفطار-6)
(اين آيه)كوبنده ترين دليل در برابر شنونده، و قطع كننده ترين عذر شخص مغرور است!
همو كه جهالت و نادانيش او را خوشحال ساخته(ميفرمايد):
اى انسان!چه چيز تو را بر گناه جرأت داده؟ و چه چيز تو را در برابر پروردگارت مغرورساخته؟ و چه چيز تو را بر هلاكت خويشتن علاقمند نموده است؟
مگر اين بيمارى تو بهبودى نمي یابد؟ و يا اين خوابت بيدارى ندارد؟ چرا همان گونه كه به ديگرى رحم مي كنى،ب ه خود رحم نمي كنى؟
تو كه هر گاه كسى را در دل آفتاب سوزان بيابى،بر او سايه مى افكنى، و هر گاه بيمارى را ببينى كه سخت ناتوان گشته از روى رحم بر او مي گريى، پس چه چيز تو را بر اين بيماريت شكيبائى بخشيده؟ و بر اين مصائبت صبور ساخته؟ و چه چيز تو را از گريه بر خويشتن تسلى داده؟
در حالى كه هيچ چيز براى تو عزيزتر از خودت نيست، و چگونه ترس از فرود آمدن بلا، شب هنگام تو را بيدار نكرده؟ با اينكه در درون معصيت و گناه غوطه ورى و در زير سلطه و قدرت خداوند قرار دارى! بيا اين«بيمارى دورى از خدا»را با داروى تصميم و عزم راسخ مداواكن!
نهج البلاغه خطبه 223.