شرمندتم مادر ...
تو بغضات تنهات گذاشتم ... ولی هیچ وقت نفهمیدم بغضات برای تنهاییام بود ...
شرمندتم بابا ...
که سفید شد موهات تو نبودن من نامردی که از نبودت آروم بود�
شرمندتم خواهر ...
شرمندتم که تو نبودنم به پسر غریبه گفتی داداش ...
ولی خدایا ... تقصیر من نبود ... نگذر از اونی که شرمندم کرد پیش باعث و بانی های حیاتم ...