ح
حوری بهشتی ۱۲ سال پیش
پیام

دلم همین است دیگر ...مینشیند برای خود رویا می بافد ،آرزوهای بیجایی
میکند :مثل ارزوی بوییدن عطر گس تنت را ....
مثل آرزوی بوسیدن حریصانه ات و تکثیر شیرین یک گناه در آغوشت.....مثل
عاشقانه تسلیم شدن در مقابل هوس هایت مثل....
میدانی ؟ باز هم آسمان ریسمان بافته ام ، تمامی ماجرا همین است :
من جز تو آرزویی ندارم .....

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.