عاقا روز ولنتاین بود حوصلم سر رفته بود گفتم یه ذره مامان بابامو سر کار بذارم(مدیونید اگه فکر کنید من بچه بدی هستم فقط بعضی اوقات شیطونیم گل میکنه!)رفتم پیش مامانم:
من:ماماااااان؟!یه چیزی بگم؟!
مامانم:بگو
من:میگما...فکر کنم بابا دوست نداره!
مامانم:چی؟!برو بچه چرت و پرت نگو حوصله ندارم...
من:راس میگم دیگه امروز ولنتاینه اگه بابا دوست داشت باید از این خرس قرمزا که امروز همه به هم کادو میدن برات میخرید.
مامانم با عصبانیت رو به بابام:من از این خرس قرمزا میخوام برو برام بخر زود باش.>_<
من:^_^
بابام:چی؟!!!خرس میخوای چیکار؟!(اشاره رو به منو خواهرم)پس این دو تا خرس گنده اینجا چین؟!!!
من وخواهرم که جفتمون لاغریم *_* *_*
بابام:^_^
مامانم:#_#
آخه پدر من نمیخوای پول بدی چرا شخصیت مارو خراب میکنی؟!!!