S
Shiva...del shekaste ۱۲ سال پیش
پیام

روح در برابر پنجره،
هرگز آرام نمی ماند،
نسیم تا "پنجره" را گشود.
گرفتار تنگنا،
با التهابی شعله ور،
با شوقی دیوانه،
خود را به در می رساند.
پنجره،دنیای آرام او را تنگنایی سیاه و خفقان آور می نماید.
با نخستین روزنه ای
که از "آخرت" به درون این "دنیا" باز می شود،
غربت؛
تنهایی؛
خلوت؛
تاریکی و خفقان
اتاق را پر می کند.

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.