... در و دیوار معبد می لرزد ؛
سکوت معبد با ضربه های کوبنده ی گریه ی مرد شکست خورد
و فرو می ریزد ؛
گویی سقف بلورین گنبدی است که می شکند
تکه تکه می افتد،
بی درنگ همه چیز آرام می گیرد
و زلال آرام بر معبد سایه ای پاک می افکند
پایان یک زندگی فرا می رسد
غوغای پرهیجان و پر کشمکش یک تولد دردناک ساکت است.
"دنیای دیگر"
و "زندگی دیگر"
آغاز می گردد.