وقتی شماره رو بهش داد�
گفت:ایول شرطو از بچه ها بردم(منم ب خیال اینکه راست میگه و بهش اعتماد داشتم دیگه بهش حرفی نزدم)
تا اینکه بعد از مدتی که شد حدود 5,6شب اس نداد
شبی ام که اس دادبعد از گفتن دروغاش واسه این چند روزش
گفت:راستی به ... اس دادم (دنیا رو سرم خراب شد )
بعد گفتم خب چی شد؟چی گفتین:؟
گفت:فقط بهش گفتم مواظب رفتارات باش ...
گفتم:یعنی چی؟
گفت:بی خیال بابا خودتو عشق است
(من خرم با این حرفش دیگه چیزی بهش نگفتم)
تا اینکه چن شب بعدش پرسیدم از ... چ خبر؟
گفت:عجب دختریه دست از سرم بر نمیداره و ازم خواسته بعنوان ی داداش باشم براش ...
دیگه وقتی اینا شنیدم ................
ادامه دارد