اوایل دانشگاه بود با دوست عزیز رفتیم کتابخونه که درس بخونیم !
تو کتابخونه دو سه تا پسره بودن فقط ، ما هم کلی با کلاااااااس و شیک نشستیم و شرو کردیم به خوندن !
این پسرا هی ما رو نگا میکردن ... ما هم هی قیافه میگرفتیم که پسرا هیز شدن والا .... تو کتابخونه بشین درستو بخون آقاااااا !!!!
نیم ساعتی گذشت ، دوست عزیز خوابید منم خوراکیامو در اوردم همونجوری شیک و باکلاس....
یهو مسوول کتابخونه اومد :
خانوماااااا اینجا سالن مطالعه آقایونه .... بفرمایید بیرون سریع
...
حالا من دو تا دست دارم... یه دنیا جزوه و خوراکی و کیف و پالتو و کتاب و یه دوست خواب و ..... فراااااار !