ب
باب اسفنجی ۱۳ سال پیش
جوک

یک روز سرکلاس ایین زندگی بودیم استادمون تموم کتاب رو حفظ کرده بود میومد حرف میزد بسیار بسیار کلاس خسته کننده ای بود.
یک روز یکم دیرتر رسیدم ته کلاس پر شده بود منم مجبور شدم یک ردیف جلو تر بشینم از قضا استاد وقتی اومد زاویه میزش رو تغییر داد طوری که من در تیررسش بودم. منم بعد از حضور غیاب هدفونم رو گذاشتم توی گوشم زیر مقنعه داشتم با صدای بلند اهنگ گوش میدادم و چشم تو چشم استاد دوخته بودم طوری که فکر کنه دارم گوش میدم یک لحظه دیدم استاد داره تو چشمام نگاه میکنه و هیچی نمیگه بعد دیدم همه کلاس دارن به من نگاه میکنن نگو که استاد ازم سوال میپرسه و من نمیشنوم بعد هم اخراج از کلاس
هیچی دیگه ترم بعد با یک استاد دیگه بر داشتم :))))))

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.
⁦

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.