!
!? Why So Serious ۱۳ سال پیش
جوک

مامانم و خواهرم نشستن دارن برنامه ماه عسل رو نگاه میکنن ، منم اونطرف در حال نوشتن تکالیف کلاس تابستونی . منم به برنامه گوش میدادم . خلاصه رسید به آخر برنامه ( همون برنامه که زن و شوهره که بچه معلول ذهنی داشتن و بچه مرده بود . ) و زنه داشت گریه میکرد و مامان منم احساساتی شده بود و داشت گریه میکرد که در همین حالت پیچید و رو به من کرد و گفت : بیا یه وقت برای برنامه بگیرم تو رو هم به عنوان معلول ذهنی و روحی ببرم اونجا تا معروف بشیم !!!!
واقعاً از لطف بی اندازه مادر گرامی مچکرم . هی خدا ...

ل
لاشخور :) ۴ سال پیش
جوک

این مثبت اندیشی هم بد سرطانیه..
به رفیقم میگم :ممد به خاک سیاه نشستم :/
اون بیشعور هم جواب میده : باز خدا رو شکر کن به خاک صورتی نشینستی وگرنه هم بد بخت بودی هم مردم به رنگ خاکت میخندیدن :-|
هیچی دیگه
تو همون خاک صورتی چالش کردم بی شرفو ^_^

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.