دیروز داشتم به شدت سکسکه میکردم و با همون سکسکه خوابیدم که ناگهان پدره محترم چنان سیلی به گوش منه حقیر نواختند که از جام پریدم که هیچ چنان دادی زدم که همه از شدت ترس 2متر پریدن بالا بعد که حالم بهتر شد به بابام میگم م چرا اینجوری کردی میگه:گفتم بترسونمت شاید سکسکت بند اومد میگم آخه پدر. من من سکته کردم