P
Parvazeh ۱۳ سال پیش
جوک

*آتیش باستان*
آقا(بله.مامانم معلم ادبیاته) یادمه ی بار سوم راهنمایی بودیم . زنگ کلاس خورد و ما جغرافیا داشتیم . من و دوستم ک ی لحظه کار داشتیم دیر کردیم و با معلم رسیدیم دم در کلاس ... هیچی دیگه اومدیم اظهار ادب کنیم گفتیم بفرمایین.معلمه رفت مام داشتیم پشتش میرفتیم ک خوردیم ب در....در زدیم معلمه برگشته میگه دانش آموز نباید بعد معلم بیاد!!!!!!!!!!!!!!!!! 0: !!:
هیچی برگشتیم ی عالمه پادرمیونی قبول نکرد ک نکرد
مام رفتیم تو حیاط ک دیدیم إإإإ؟؟؟؟؟؟؟؟ 3 تای دیگه از بچه هام کلاس نرفتن!!!!!!!!
5تایی جمع شدیم حرف میزدیم و میخندیدیم نگو ک معلم داشت از بالا نگا میکرد ک رامون بده ولی دید داریم میخندیم فکر کرد بیرون بمونیم بهتره
مام تا آخر ساعت همون بیرون فیض بردی�
معلم بود ما داشتیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.