یه خاطره تپل از پارسال که رفته بودم مکه.
(جای شما هم خالی)
روز اول که رسیدیم هیچ جا پولمون رو قبول نمیکردن تازه دلار هم بهمون نداده بودن. چون دانش آموزی رفته بودی�
با بچه ها رفتیم که با راننده اتوبوسه صحبت کنیم که کجا پولا مون رو چینج کنیم؟
دوستم:هلو وٍر آی کن گو
ما از خنده صندلی ها رو گاز زدی�
دوستم:چیکار کنم فقط همین یه جمله رو بلدم تو اتوبوس میشه گفت
بعد اومد عربی حرف بزنه : اینَ اَلْ پول. عوض؟
حالا موقع پیاده شدن اَلْ بای بای موسیو خدافظ
یارو فکر کنم دیکشنری گوشیشم هنگ کرد چه برسه به خودش