!
!!!جاستین السطنه!!! ۱۳ سال پیش
جوک

با بابام رفتیم جلسة دانش اموزان برتر کانون
موضوع جلسه "دادن آرامش خاطر توسط والدین"
بعد از جلسه رفتیم که خصوصی مشاوره هنوز رو صندلی ننشسته بابام بر میگرده میگه آقای صادقی من میدونم محمد هیچ گوهی نمیشه و من به موضوع کاملا واقفم.
مشاور که تا 2ساعت از تعجب دهنش واز مونده بود
منم که از شدت هیجان و آرامش دادن بابام سرم رو زدم به میز
آخه پدره من چرا تر میزنی به روحیه یه ملت...........
ای خدا ...
از چی بگم برات؟ ؟؟؟؟؟؟؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۵ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.