m
meti_VIP ۱۳ سال پیش
جوک

یه شب با آخرین مترو داشتم میرفتم سمت تجریش ، ایستگاهای آخر همیشه خالی میشه و خیلی مسافر کمه
این وسطا یه بنده خدایی سوار شد روبروی ما نشست ، خیلی خسته بود خوابش برد درجا !!
این راننده هم آخرشبی جاده رو خلوت گیر آورده بود هی آرتیست بازی درمیاورد . یه ایستگاه جلوتر وایساد ، موقع راه افتادن یهو چنان تیک آفی کشید تمام مسافرا رفتن تو لوزالمعده همدیگه :پی
این بنده خدای روبرویی ما از همه جا بی خبر ، همچین با سر رفت تو دیوار بغل دستش برق سه فاز از چشماش پرید :دی
حالا دوتا خانمه اونورتر نشسته بودن همچین بددددددددددد زدن زیر خنده ، منم دیگه نتونستم کنترل کنم و خنده ی اساسی کردم :دی

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.