اعتراف میکنم من بودم که روی صندلی معلم آدامس گذاشتم شلوارش پاره شد اعتراف میکنم من بودم وقتی شام پیراشکی داشتیم جای پودر پیراشکی رو با پودر پا عوض کردم اعتراف میکنم من بودم با قیچی افتادم بجون خشتک شلوارای بابام نه داداش کوچیکم اعتراف میکنم من هر روز صبح پا میشدم میرفتم توکوچه شیشه همسایه هارو میشکوندم اعتراف میکنم من تو درسته که ده هشتادیم ولی گودزیلا هم خودتونید