یه دوست دارم از غیبت کردن خیلی بدش میاد دوس داره همیشه مدرسه باشه
و زیادم خانوادش از عروسی امروزی چیزی نمیدونستن همیشه عروسی هارو
تو خونه ی خودشون برگزار میکردن.
وسطای دی ماه بود دوستم یه هفته مدرسه نیومد سر هفته ی دوم داشت پیدا میشد
که رفتم خونشون(خونشون تقریبا نزدیک خونمون بود)گفتم چرا یه هفته مدرسه نیومدی
اون:چون برای آبجیم خواستگار اومد(جالب اینجاس که خونواده خواستگار از عروسی کلی چیز میدنستن و به عروسی اهمیت میدادن) و مراسم داشتی�
شنبه:گوشت خورون بود
یکشنبه:سالاد خورون بود
دوشنبه:ماست خورون
سه شنبه:آب خورون
چهارشنبه:پلو خورون
پنجشنبه:عقد و شیرینی خورون و نامزدی و حنابندون
جمعه:عروسی
من موندم اینا چند ثانیه باهم نامزد بودن؟