سلام این اولین پستمه من خواهر یکتا 1384 هست�
یه روز توی بیمارستان شیفت کاریم از ساعت 3 شروع میشد دقیقا ساعتی که همه ی مریضا خواب بودن
جالب اینجاس که شبش همتا <گودزیلامون خواهر 5 سالم >پیش من خواب بود هی وول میخورد من نمیتونستم بخواب�
خلاصه
سرکار حسابی خوابم گرفت منم عادت داشتم باید با هدفون بخوابم روی صندلی نشستم از زیر مقنعه هدفونو گذاشتم تخت خوابیدم به پرستار کناری�
گفتم اگه از بلندگو صدام زدن بیدارم کن از بدبختی من اون پرستار وسطای خواب من شیفتش تموم شد نمیدونم چند ساعت بود خواب بودم وقتی بیدار
شدم از مریضا گرفته تا رِِییس بیمارستان جلوم بودن که رییس گفت به درک خوابیدی حداقل صدای هدفونو کم میکردی ما از خواب بیدار نشی�
من مطمعنم یکی از اعضای گروه اصحاب کهف هستم