Y
Yekta ۹ سال پیش
جوک

دیروز قرار شد برای افطار با زنای همسایه آش درست کنیم مادرم به منو آبجی بزرگترم گفت برین خونه مادربزرگتون اونو بیاریدش
خلاصه؛
هنوز به آخرای کوچه نرسیده بودیم که چندتا از زنای همسایه مشغول سبزی پاک کردن برای آش +خودتون میدونید غیبت
زن همسایه اولی:آهای خانوما میدونستین دختر بووق(دختره منظورشون آبجی بزرگم بود) توی کنکور حالا من سردر نمیارم از این چیزا فقط میدونم رشتش پزشکیه توی کنکور رتبه یک قمی اوورد
قیافه زنای همسایه:O_o
زن همسایه دوم:حالا هانیه منم هست همیشه درحال خوندنه اونم پستای فیس بوک
من:آبجی بیتا اینا از بودن ما خبر ندارن بیا بریم میفهمنا
آبجیم:غیب نداره ولش کن
زن همسایه سوم:وا اینا که خوبه دختر من تعریف میکرد میگفت یه روز صبح باباش رمز کارت شارژ وتسش فرستاد 34512890127889563 حالا دختر بیچاره من هی وارد میکنه نمیشه بعد کلی تحقیق فهمیدیم رتبه کنکورش بود
زنای همسایه:#^_^#
که یکدفعه گودزیلامون خواهر پنج سالم همتا میاد (همسایه ها متوجه میشن) میگه آبجی مامان بزرگ خودش اومد
زنای همسایه غیبت کنه ما داریم؟
امضا:yekte1384

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.