ع
عروس اذربایجان ۹ سال پیش
جوک

یادش بخیر...
قبل نامزدیمون با وحید با اتوبوس رفته بودیم بیرون.
من نشستم کنار شیشه و پامو انداختم رو اون پام و اتفاقی چادرم از روی پام رفت کنار و زانوم از روی شلوار معلوم شود.(شلوارمم جذب نبودا)
گرم صحبت بودیم که وحید چادر رو کشید رو پام...
منم از این حرکتش خوشم اومد و دوباره یواشکی چادرمو انداختم اونور...
دوباره همینجوری داشت باهام حرف میزد و چادر رو کشید رو پام...
خخخخ دوباره هلش دادم اونور.
چندبار این قضیه تکرار شد
بار اخر چادر رو که انداخت رو پام,به خیال اینکه محکم سرجاش وایسته یکی تررررررق با کف دستش کوبید روی چادر که رو پام بود ...
خخخ بعدش تازه فهمید چیکار کرده و بعد کلی معذرت خواهی و ....
جریمش بردمش طلا فروشی...

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.