ح
حدیثه ۹ سال پیش
جوک

## hadi3 jooon ##
چند سال پیش وقتی داداشم تازه حرف زدن یاد گرفته بود ؛ یه روز جیغغغ و داد و گریه میکرد و میگفت آمنه میخوام . :0
حالا ماهم خو نمی فهمیدیم منظورش چیه ؛ تازه توئ فامیل و آشناهم شخصی به نام آمنه نبود . خلاصه این داداش خل ما تا شب هی گریه و داد و بیداد کرد ؛ تا اینکه شب بابام اومد ما هم سفره افطار انداختیم ( ماه رمضون بود ) بعد این داداش ما هم دوباره شروع کرد به جیغ و داد . هرچی از تو سفره بهش دادیم نخواست اخرین چیزم دادیم بهش . یهو چشاش برق زد . صداشم قطع شد و نیشش باز شد . می دونید منظورش چیییی بود؟
خرماااا . اخه یکی نیست بهش بگه خرما کجا و آمنه کجا . والا .
حالا قیافه من [] []
0
مامانم ()()
ـــ
بابام :]]]
داداشم :)))
آمنه خانم :(((
خرما :)))
داداش خل وضعه ما داریم؟؟؟؟
خدا نسیب نکنه .
لایک: داداشت واقعا قاطی داره .
لایک : لابد به تو رفته .

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.