ح
حدیثه ۹ سال پیش
جوک

## hadi3 jooon ##
راستش من یکمی بی حوصلم و اصلا از مسافرت های طولانی خوشم نمیاد درست برعکس خونوادم . یه روز طبق معمول تو اینترنت بودم مامانم اومده بهم میگه: پاشو لباس بپوش میریم خونه خالت . ( تو یه شهر دیگه اس خونشون )
من مخالفت کردم و گفتم نمیام تا اینکه با کلی اصرار راضی شدم .
تو ماشین نشسته بودیم دیدم از اون شهره که خونه خالم اینا اونجاس رد کردیم . به مامانم میگم: پس چرا نرفتیم؟
مامانم: گول خوردی گلم.
داداشم: داریم میریم مسافرت خخخخخ .
بابام: زیاد حرص نخور .
من :(((
اونا :)))
حالا داداشم داره تو ماشین قر میده اهنگ تکون بده ارش میخونه مامان بابامم دست میزندد .
خانواده متفکره ما داریممممم؟؟؟
###@###

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.