ا
جوک

سلام...
الان ده روزه که از نامزدیم با ستوان میگذره.(بعد از یه عشق دور ودراز به هم رسیدیم).این روزا خییییلی سرم شلوغ شده طوری که فقط شب تا صبح خونه ام,تمام روز هم یا سرکارم یا دنبال خرید نامزدی...خلاصه...
امروز اومدم خونه گودزیلامون اومده گوشی های تمام اعضای خانواده رو اورده برام,میگه برو ببین اسمتو چی سیو کردن...
اخه اینا هم خانوادن؟؟
اسمم تو گوشیه مامانم:زنه وحید(نامزدم)
گوشیه داداشم:زنه سید(دوباره نامزدم)
ابجی کوچیکه:مامان بچه ها!!
اون یکی ابجی:مسافر غریب شهر!(چون قراره خونمون یه شهر دیگه باشه)
و پدر خوندم:عروس اذربایجان
یعنی اینا فقط منتظر بودن که من برم راحت بشن.بازم ایول به بابا...
شما بگید اینا هم فک و فامیلن من دارم...

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.