باز بوی گند امتحان آید همی
وقت ناله و درد و فغان آید همی
دوباره وقت درد و رنج عذاب،
خندان مراقب نامهربان آید همی
لب و تبلت تسلیم خانواده کرده ای�
ز بحر گرفتن نمره چه کار ها نکرده ای�
گر در خواب بگیریم نمره بیست
کلاه برهوا! چه شاهکاری کرده ایم!
حال من این روز ها اینگونه است
چون چهره ی استاد در آینه است
از ترس نمرات بد قلب من در طپشان
راستی احوال تو این روزها چگونه است؟
حاصل یکسال در کلاس خوابیدن
از استاد گفتن و از ما کوردلان نشنیدن
همین بس که چون بز زل زنی�
به کتبی که ناتوانیم آنرا فهمیدن
چون در مدرسه قدم زنان بی خبری
در فکر نمره هایت غوطه وری
نارفیقی گویدت: اوهوی شهریوری!
با این نمره هایت عجب جونوری!
زین گفته اصن حال من خوش نبود
فکر من در پس آزمون فردا نبود
بلکه در پس اینم که چگونه می شود
که نمره های من هیچ وقت بیست نبود؟
نه حافظ و نه سعدی.....
همش هذیونات خودمه
می خواستم بگم آخر امتحان که می نویسن موفق باشید دروغ می نویسن....
انصافن لایک نداشت؟ من بدبخت کلی ذحمت کشیدم شعر رو براتون سرود�
مدیر جان اول یه نگاه بکن بعد بگو محتوا تکراری...بند بند این شعر رو خودم گفت�
کنترل تلوزیونمون تو حلقم اگه دروغ بگم