ش
شاهزاده آفسا ۱۰ سال پیش
جوک

*(یا تا آخر بخون یا اگه حوصله نداری بخونی لایک کن بعد برو توروخدا من کلی ذحمت کشیدم)*
اعتراف می کنم ی بار که مریض شد�
دکتره آمپول داد...
منم در دوران گودزیلاییت!
پرستاره بد اخلاق بود....منم لجباز !
چند نفری هم حریفم نبودن...
منم گودزیلایی بودما
دیدم دارن منو شکست میدن..
.تو دلم گفتم: ماذا تفعل یا الهی؟
گفتم من دشوئی دارم(اینو مثه جناب خان بخون..آفرین!)
خلاصه تو راه برگشتن از دشوئی فرار کردم!
از بیمارستان دویدم بیرون
رفتم کنار موتور بابام وایسادم...
بابای بیچارم از در بیمارستان اومد بیرون
منو دید اومد گفت بیا دیگه!
آمپول نزنی می میری ها!
من: بمیرم بهتر از اینه که
اون عجوزه(!) بهم آمپول بزنه!
بابام: ..........
من:کمک!
مردم: O_o
بقیه اشو اشکام امون نمیدن!
من حالا شدم این:
دارن واسه یه عده تنبل
که حوصله لایک کردن ندارن
و خودمم جزوشونم(!)
جوک می نویسم
فردا هم امتحان ریاضی دارم...
آیت ا... مدرسه هستم.
پس نتیجه می گیریم که
خواهرم حجابت!

د
داش ممد ۳ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.