تفاوت قصه گفتن والدین مابا والدین جدید...
والدین جدید:
یکی بود یکی نبود...یه پری کوچولویی بود که ....
والدین ما:یه روزی یه جن ازیه قبرستونی اومد بیرون و گفت:اومدم اون بچه ای رو که نمیخوابه بخورم :(
منم هرشب غش میکردم ولی اینا فکر میکردن خوابیدم.
تفاوت قصه گفتن والدین مابا والدین جدید...
والدین جدید:
یکی بود یکی نبود...یه پری کوچولویی بود که ....
والدین ما:یه روزی یه جن ازیه قبرستونی اومد بیرون و گفت:اومدم اون بچه ای رو که نمیخوابه بخورم :(
منم هرشب غش میکردم ولی اینا فکر میکردن خوابیدم.
برا دختره گل سفارش دادم فرستادم در خونشون
بهم زنگ زده میگه چرا پرداخت درب منزل زدى؟
(بعضيا واقعا لياقت ندارن)????
زندگی تو ایران مثل کار کردن تو رستورانه، صبح تا شب واسه ملت انواع غذا هارو سرو میکنی ولی صاحب رستوران نهار بهت املت میده
داییم تو عروسیش انقدر مست بود شام و که خورد به پدر زنش گفت ایشالله خوشبخت بشن رفت .
همیشه تا میام بگم حمل بر خود ستایی نباشه، اشتباهی میگم *یرمم نمیتونی بخوری
کاش تو زندگی واقعی هم مثل والیبال وقت استراحت فنی وجود داشت هر جا گیر کردی بری بیرون زمین یکی بیاد بهت بگه چه خاکی باید به سرت بریزی الان!
وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.