-برادرم در حال راندن قطار بود که یکدفعه پل 150 متری خراب شد و او با قطار پرش کرد
_برادر من همیشه با بینی غذا میخورد
-مگر میشود؟ چه دروغ بزرگی
_تو 150 متر دروغ گفتی من چیزی نگفتم. حالا من دو انگشت دروغ گفتم طاغت نیاوردی؟؟؟
برگرفته از کتاب خنده بازار