ی
یک لبخند ۱۰ سال پیش
جوک

دایی امروز کلی ما رو خندوند گفتم براتون بنویسم تا شما هم ثواب ببر
نه نه جون ( مادربزرگم) دستفروش محله شون چند دست لباس قسطی خریده بوده کمی بدهی داشته
این هفته دستفروشه اومده بوده، نه نه جون رفته پیشش گفته پسرم من بدهی به شما دارم؟
فروشنده: جاج خانم شما 2 تومن بدهیتون مونده
نه نه جون : حرف زیادی نزن من 5 تومن میدم
هیچی دیگه کل محله رفته رو هوا
هنوز عده زیادی مفعودی داریم

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.