ديروز خسته وار تو قهوه خونه نشسته بودم كه يهو ديدم يكي داره از تو 4جوك پست منو واسه رفيقش ميخونه كلي ذوق كردم گفتم خدايا شكرت تونستم دل بنده هاتو شاد كنم در همون حال بودم كه يكيشون در كمال آرامش گفت : "ريده با اين پستش "
چند وقت بود غير مستقيم عن نشده بودم لامصب حس عجيبي داره