م
مهرسا پاشایی ۱۱ سال پیش
جوک

دوره هنرستان یه بار روپوش پوشیدیم بریم سایت کامپیوتر سایتمون گوشه حیاط بود تازه زنگ تفریح تموم شده بود همه سر کلاسا بودن کلاس ما هم داشتیم میرفتیم سایت از تو راهرو رد میشدیم بریم سمت حیاط من و دوستم داشتیم شوخی میکردیم یهو من با دست به دفتر مدیر اشاره کردم گفتم اینجا رو به آتیش میکشما بعد یهو از پشت یه نفر چنگ انداخت روپوش سایت و روپوش مدرسم و همه رو تو مشتش گرفت برگشتم دیدم ناظم مون بود گفت کجا رو ؟ هیچی دیگه همچنان در حال راه رفتن بودیم منم مونده بودم همونجوری هیچی نگفتم چند قدم رفتیم رسیدیم به دفتر معلما اون ول کرد رفت بقیه دوستام هم با خنده از پشت داشتن میومدن ببینن چی شده خدا رو شکر به خیر گذشت تازه بعدش فهمیدم چه جمله تابلویی گفتم ولی دمش گرم هیچی نگفت همون موقع هم داشت با لحن جدی شوخی میکرد کلی ضایع شدم آخه ناظم پشت سر ما چیکار میکرد یهویی؟

د
داش ممد ۳ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.