ر
روزهاي زندگيمون ۱۱ سال پیش
جوک

مامان بزرگم اومده خونمون تا چشمش به من افتاد گفت تو ديوونه اي عقل نداري .....
من: :-0000 آخه قربونت برم چي شده كه باز اعصابت خط خطيه؟؟؟
مامان بزرگم: 2 ساله ازدواج كردي رفتي خونه خودت هنوز بچه نياوردي(فداش بشم 70 سالشه تفكراتشم ماله همون زموناس فكر ميكنه دختر تا ازدواج كرد بلافاصله پس فردا بايد يه بچه هم بغلش باشه)
من: خو عزيز من مگه دسته منه شوهرم نميخواد فعلا بچه دار شيم؟؟؟
مامان بزرگم: تو غلط كردي، تو گفتي و منم باور كردم انگار من كورم نميبينم رگه خوابه پسره دسته تو....تو مجبورش ميكني فعلا بچه نيارين!!!
من: خو فدات شم چه عجله اي داري بلاخره يه روزي بچه دار ميشيم ديه؟؟؟
مامان بزرگم: باشه پس فردا كه عين سگ پشيمون شدي و به التماس كردن افتادي كه اي خدا يه بچه بهم بده اون موقع ميان حال و روزتو ميبينم.... حالا ببين كي گفت�
من و شوهرم :-000
مامان بزرگم -__-

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.