▁
جوک

یه بار رفتم داخل یه سوپرمارکت چیزی بخرم دیدم یک نفر واستاده داره خرید میکنه منتظر واستادم تا کاراش تموم شه همینطوری داشتم دو رو برو نگاه میکردم که طرف به فروشنده گفت آخ قربون دستت یک یارو هم بده فروشنده هم رفت واسش یک شامپو اورد بعد باز گفت یخورده یارو هم بده فروشنده رفت واسش تخمه اورد(( قیافه ی من :| ))
باز گذشت گفت اخ داشت یادم میرفت دوتا یارو هم بده فروشنده رفت واسش دوتا روغن اورد، اخرشم گفت چنتا یارو واسه بچه هام بده دیدم رفت واسش چندتا پاستیلو شکلاتو اینا اورد((قیافه ی من :O ))
رفت بیرون فروشنده گفت چی میخوای تویه دلم گفتم بزار مثل اون طرف بگم ببینم چی میشه دلو زدم به دریا گفتم یارو داری؟؟ یهو دیدم فروشندهه برگشت گفت با کی بودی تو؟؟! گفتم جان؟؟پرتم کرد بیرون :(
خداوکیلی هنوز مغزم درگیره که یارو گفتن من با اون بنده خدا چه فرقی داشت :| -___-

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.
⁦

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.