یه بار رفتم داخل یه سوپرمارکت چیزی بخرم دیدم یک نفر واستاده داره خرید میکنه منتظر واستادم تا کاراش تموم شه همینطوری داشتم دو رو برو نگاه میکردم که طرف به فروشنده گفت آخ قربون دستت یک یارو هم بده فروشنده هم رفت واسش یک شامپو اورد بعد باز گفت یخورده یارو هم بده فروشنده رفت واسش تخمه اورد(( قیافه ی من :| ))
باز گذشت گفت اخ داشت یادم میرفت دوتا یارو هم بده فروشنده رفت واسش دوتا روغن اورد، اخرشم گفت چنتا یارو واسه بچه هام بده دیدم رفت واسش چندتا پاستیلو شکلاتو اینا اورد((قیافه ی من :O ))
رفت بیرون فروشنده گفت چی میخوای تویه دلم گفتم بزار مثل اون طرف بگم ببینم چی میشه دلو زدم به دریا گفتم یارو داری؟؟ یهو دیدم فروشندهه برگشت گفت با کی بودی تو؟؟! گفتم جان؟؟پرتم کرد بیرون :(
خداوکیلی هنوز مغزم درگیره که یارو گفتن من با اون بنده خدا چه فرقی داشت :| -___-