ر
روزهاي زندگيمون ۱۱ سال پیش
جوک

دوستم با دختر 2 سالش اومده بود خونم كه درس بخونيم با هم يه برگه هم داده بوديم دست دخترش كه نقاشي بكشه.....
دخترش يهو اومد برگه رو گذاشت رو كتاب من داد زد آله نگاشي نگاشي(يعني خاله نقاشي بكش) گفتم چي بكشم عزيزم؟؟؟؟
گفت: بابايي
من : بسم الله بچه حالا من باباي تو رو چجوري نقاشي كنم؟؟؟
ديدم دوستم داره ريسه ميره از خنده
گفتم به چي ميخندي بگو چجوري باباشو نقاشي كنم؟؟؟؟
گفت منظورش ببعيييييييييييي!!!!!!!!
دوستم^_______^ قلبون دخمل نازم برم كه اينقده خوجمزه حرف ميزنه
بچه:بابايييييييييييييييييييي
من:به نظرتون باباشو شكل ببعييي بكشم يا ببعيييييي رو شكل باباش بكشم*_^

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.