♣βλђλŖ♣ ۱۱ سال پیش
جوک

عاغا یه روز با مامانم اینا دعوام شد گفتم من سگم اگه یبار دیگه بیام تو این خونه...
هیچی دیگه رفتم بیرون مامانم زنگ زده میگه بیاخونهههههه گفتم نمیاممممممم گفت چخــــــــــــــــــه بهت میگم بیا من همچنان گفتم نمیام گفت ببین عزیزم یه هدیه خوب واست دارم بیا خونه منم چشام برق زد از خدا خواسته گفتم چشمممممممممم...
حالا هیچی رفتم خونه میگم مامان کادوی من کجاس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به بابام میگه پاشو اون استخوونی که از ابگوشت ظهر واسش نگه داشتم بیا به سگمون بده ذوق مرگ شـــــــــــــــــــه...
من :|
مامانم :))))))))
بابام:)))))))))
استخونه o_O
خب من برم با اینا مصاحبه کنم میگن یه دختر گمشده دارن...

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.