آغــا ما نوه ها هممون پوستمون سفیــــده بعد یه دختر عمه گودزیلا دارم اون بین ما ها سبزه و تیرست.یه روز همه توی پذیرایی مامان بزرگم اینا نشسته بودیم که این گودزیلا با بغض گفت مامانی چرا من سیاهم اینا سفید؟ مادربزرگمم نه گذاشت نه برداشت یه سر تاسفی برا ما تکون داد بعد شروع کرد به شعر خوندن:سفید سفید صد تومن (با دست به ما اشاره کرد ) سرخ و سفید سیصد تومن،حالا که رسید به سبزه هر چی بگی میارزه بعد رو به ما (سفیده بی نمکه) رو به گودزیلا (سبزه هه بانمکه)
مادربزرگ تخریب شخصیته ما داریم؟؟!