G
Gej Gel ۱۱ سال پیش
جوک

دیالوگ پدره بنده رو داشته باشید!!
وقتی کفش های حشمت فردوس رو دزدیدن پدر من گفت:چقدر صابر بی رحمه به کفشایه باباش هم رحم نکرد !
من:بابا چه ربطی داره؟
پدر:صابر این دزد هارو فرستاده بود کفشایه حشمتو بدزدن!
من:نه بابا اینا دزده تو پارکن به صابر ربطی نداره!
پدر:تو هنوز بچه ای نمیفهمی! نکنه تو هم بزرگ بشی این کارو باهام بکنی؟
من:نه پدرجان شما تاج سری!
پدر:گمشو بیرون صابر هم اول نوکری پدرشو میکرد بعد بهش رکب زد!
مدیونی اگه فک کنی ازاون شب به بعد تو پارک میخوابم!
فک و فامیله داریم آیا؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.